تبليغاتX
مجاورالرضا
وبلاگicon

مجاورالرضا
 
قالب وبلاگ
خواب ديده بود ، در ساحل دريا ، در حال قدم زدن با خداست. در پهنه اي از آسمان ، صحنه هايي از زندگي اش به نمايش درآمد. متوجه شد که در هر صحنه ، جاي پاي دو نفر در ماسه هاي ساحل فرورفته است ؛ يکي جاي پاي او و ديگري جاي پاي خدا.


وقتي به جاي پاها دقت کرد ، متوجه شد دقيقا در مواقع سخت و ناراحت کننده ، فقط يک جاي پا وجود داشته ! اين موضوع او را رنجاند و از خدا سؤال کرد :


« خدايا ! تو گفتي چنانچه تصميم بگيرم که با تو باشم ، هميشه همراه من خواهي بود ؛ ولي متوجه شدم که در لحظه هاي سخت زندگي ، تنهايم گذاشته اي ! چرا ترکم کرده بودي؟!»


و خدا چنين پاسخ داد :


« بنده ي عزيزم ، من تو را دوست دارم ، هرگز تنهايت نگذاشته ام. زماني که تو در آزمايش بودي و فقط يک جاي پا مي ديدي، اين درست زماني بود که من تو را در آغوش خود گرفته بودم.»


او با شنيدن اين پاسخ ، زانو زد و گريست ...

 

موضوعات مرتبط: نغزشنیده ها
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:21 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
سخته روز مادر یاشه ولی مادر  نباشه خیلی سخته.....
[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 17:48 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
شیرین ترین حس مادری راشب اولی که با مریمم بودم تجربه کردم.بعداززایمان دراولین معاینه اش دکتر

گفت که چون دیابت بارداری داشته ام وزایمان زودرس ونوزاد هم کم وزن است،ممکن است دچارافت

قندخون شودبنابراین گرسنه نباید بماند.حالامن مانده بودم ومریمی که مکیدن بلدنبودشایدهم من

ناشی بودم درشیردادن ....

آن شب تاصبح را باهم درراهرو بیمارستان قدم زدیم.

هنوز شیرینی آن شب بیداری رازیرزبان مزه می کنم شیرینی حس مادری      
.

.

.
خدایا این حس شیرین را به همه بانوان عطابفرما!

[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 8:42 ] [ بی بی زهرا ] [ ]

درهفته معلّم هستیم وبازارتقدیرو تشکّر از معلّم ومقام معلّم داغ است.البتّه این تقدیروسپاس ها شامل

معلّمین رسمی وآموزش پرورشی میشودمعمولاً.ولی من میخواهم از اوّلین معلّمم وشاید بهترین

آنهایادکنم( هرچند شاید کمی دیر شده باشد) آموزگاری که دبستانی رابه طور غیررسمی وبه بهترین

نحو درخانه خوداداره میکرد.شاید خیلی ازشما نام دیسون راشنیده باشیدکه گویش شوشتری دبستان

است ودرواقع همان مکتب.دیسون اولین محیط آموزشی بودکه من از۵ سالگی درآن وارد شدم .دیسون

من خانه یکی ازفامیل هایمان بود که ما به ایشان خالو سید علی می گفتیم (روحانی فاضل وعالمی که

ارنعمت داشتن فرزندمحروم بودند)و باهمسر ومادر همسرشان که عمّه شان هم بودند اعضای آن خانه را

تشکیل می دادند.استادما همان عمّه ی خالوسید علی بود که مایه جهت نسبتی که ازطرف پدری

باماداشتند به ایشان خاله خدیجه میگفتیم. خاله خدیجه پیرزن  60-70ساله ی مهربان همان اوّلین معلّم

من بودند ودخترشان(خاله بتول) هم دستیارشان بود.

هرروز صبح بامقداری خوراکی (به عنوان تغذیه)که من فقط طالبی وگاهی هندوانه های

کوچکش رادرخاطردارم راهی دیسون میشدیم (من وخواهرم مثل همیشه باهم)و تاظهرآنجا بودیم

ویاحدود۱۰ بچه همسن وسال خودمان(دختروپسر)که غالباهم هم فامیل بودندقرآن ونمازمی آموختیم

بعدهم بازی وضمن آن هم آموزش های خانه داری.

قرآن راکه خود خاله ها کنارمان بودند وجرأت شیطنت نداشتیم امایادش به خیر نماز را به امامت یکی

ازپسرها که بزرگتربود ومثلا بلد بود می خوندیم البته بانظارت ملاّها(همان خاله ها) اماهمینکه کمی

ازکنارمآن دور میشدند شروع به شیظنت میکردیم. مثلاآن روزها روزهای انقلاب بود وماهم جوگیر

شعار وقتی امام جماعتمان که غالبا پسرعمویم بودمیگفت الله اکبرماهمه باهم میگفتیم خمینی

رهبر بعدهم خنده های کودکی و...
 

بازیهایمان هم عالمی داشت برای خود.بهترین بازیمان عروس بازی بود یکی ازدخترها عروس میشد

به اینصورت که بالای چادرش را چین میکردیم  وبا نخی میبستیم که تاج عروس میشد وروی سرش

میگذاشتیم بعدش راهم یادم نمی آید چه میکردیم هرچه بود خیلی خوش میگذشت.
 

چیزی هم که ازآموزشهای خانه داری خوب به خاطردارم(به دلایلی که خواهم گفت) جاروکردن پشت بام

است که معمولا نزدیک ظهر بایدانجام میدادیم من ورضیه(که الان جاری هستیم باهم)و فائزه(خواهرم)

وخیریه(دخترعموی رضیه وهمسرم)هرکدام جارویی دست میگرفتیم وراهی پشت بام(ریبون)میشدیم

بامی که کاهگلی بود.هرکداممان ازیک سمت شروع به جارو میکردیم تابه هم میرسیدیم و یک گوشه

زباله هارا که معمولا خاک بود جمع میکردیم و مثلا کارمان تمام شده بود.اماقسمت خوب داستان

ازاینجاشروع میشد:ترشی ساخت خاله خدیجه بین فامیل وآشنایان مشهوربود ومعمولا دوستان مواد

ترشی را به ایشان میدادند تابرایشان بیاندازد.جای خمهای ترشی هم دراتاقکی درپشت بام بود ماهم

بعدازاتمام جارو سری به اتاقک میزدیم ودلی ازعزادرمی آوردیم هنوزهم مزه آن ترشیهازیرزبانم است.
 

درمجموع خانه ی پلاک 1 خیابان فارابی اهوازبادالان باریک ورودی  که سمت چپ آن پله های پشت بام

بود وحمام وانتهای سمت راست آن درب اتاق پذیرایی(بیرونی)وحیاطی متوسط باحوضی دروسط آن که

باغچه ای هم دورتادورحوض داشت وباغ باقلای خاله خدبجه بودواتاقهای دور حیاط،اولین مدرسه ی من

بود بامعلّمهایی که بهترین معلّمهای دوران زندگیم بودند(خدایشان بیامرزد)وآموزشهایی که به واقع

باپرورش همراه بود وخاطراتی شیرین ازدوران کودکی.
       


 
پ ن۱:بعدها من عروس این فامیل شدم یعنی مرحوم خالوسیدعلی عموی همسرمن بودند ومرحوم خاله خدیجه عمه ی پدرشوهرم وخاله ی مادر شوهرم در مقدمه ی سفرنامه هم توضیحات مختصری درموردنسبتها داده ام
پ.ن:
 درمورد آن ترشیها باید بگویم طبق اصل حرام خوری شیرین است بی نهایت خوش مزه بودندولی جدا الان که بزرگ شده ام نمیدانم تکلیف شرعیمان درقبال آن خوردنها چیست باتوجه به اینکه مازیر سن تکلیف بودیم ودیگراینکه صاحبان آن هاراهم نمیشناسم.  

 

 

 

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 3:37 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
                                     مرداب به رودگفت:"چه کردی که زلالی؟"
                                      رودگفت:"گذشتم


موضوعات مرتبط: نغزشنیده ها
[ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 7:18 ] [ بی بی زهرا ] [ ]

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد

ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد

آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد

سیلی محکم او چشم مرا تار نمود
مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد

حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد
باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد

قصه ی کوچه عجیب است مهاجر اما
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد
(مهاجر)

[ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 9:6 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
تسبیح حضرت فاطمه زهراء و فضایل آن (علیه السلام)
طبق روایات وارده:
مشهور آن است که تسبیح حضرت زهراء در دو جا، یکى پس از نماز و دیگرى به هنگام خوابیدن مستحب است.
رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
تعقیباتى هست که هر کس آنها را بعد از تمامى نمازهاى واجب بگوید ناکام و ناامید نشود، آن عبارت است از: ۳۳ مرتبه((سبحان الله))((۳۳ مرتبه((الحمدلله)) و ((۳۴ مرتبه ((الله اکبر)).

صاحب ((وسائل اشیعه)) از حضرت صادق (علیه السلام) نقل مى کند که آن حضرت فرمود: تسبیح فاطمه (علیها السلام) را بگو! و آن سى و چهار مرتبه ((الله اکبر)) و سى و سه مرتبه ((سبحان الله)) و سى و سه مرتبه ((الحمدلله)) است. به خدا سوگند که اگر چیزى برتر از آن وجود داشت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) آن را به دخترش آموزش ‍ مى داد.

در جاى دیگر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده اند که فرمود:
خداوند به هیچ تحمیدى برتر از آن عبادت نشده است و اگر برتر از آن چیزى وجود داشت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) آن را به دخترش مى بخشید(۱) گفت آن پس از هر نمازى در هر روز نزد امام صادق (علیه السلام) محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است و هر بنده اى که ملازم و متعهد نسبت به آن باشد، هیچ گاه شقى و بدبخت نخواهد شد، بنابر این همان گون که کودکان را به اصل خواندن نماز امر کرده، مى باید به خواندن این تعقیبات نیز امر نمود، زیرا هر چند این ذکر در زبان صد تاست ولى در میزان الهى هزار تا به شمار مى آید، شیطان را دور مى سازد و خشنودى پروردگار را جلب مى نماید، سنگینى هایى را که در گوشها وجود دارد بر طرف مى کند و آن را هیچ بنده اى نمى گوید مگر اینکه قبل از اینکه پایش را از جاى نماز بر دارد و تکان بخورد، خداوند او را مى بخشد و بهشت را بر او واجب مى گرداند.
مخصوصا پس از نماز صبح و هنگامى که آن را باگفتن ((لااله الا الله)) تکمیل کند و سپس استغفار نماید. باگفتن این تسبیحات است که بنده خدا در جمله کسانى محشور مى شود که بسیار ذکر خدا مى گویند. ((الذاکرین الله کثیرا)) و شایسته آن مى شد که خداوند از او یاد کند همان گونه که خداوند وعده کرده و فرموده است: فاذکرونى اذکرکم))(۲)

روایت شده است که: هر گاه حورالعین یکى از فرشتگان را ببیند که براى کار به سوى زمین مى آورد، با تسبیحى که از خاک قبر امام حسین (علیه السلام) درست شده است راه او را پیدا مى کنند.

از حضرت کاظم (علیه السلام) نیز روایت شده است که فرمود:
مؤ من از پنج خصلت خالى نیست: مسواک، شانه، سجاده، تسبیح سى وچهار دانه و انگشتر عقیق(۳)

فضیلت تسبیح حضرت زهراء (علیها السلام) در شب

در روایت آمده که:
امام صادق (علیه السلام) فرمود: ((وقتى که به رختخواب مى روید، یک فرشته بزرگار و یک شیطان ناپاک و سرکش و شرورى با شتاب به سویتان مى آیند، فرشته مى گوید: روز خویش را با عمل خیر ختم کن و شب خود را با عمل خوب آغاز نما، اما شیطان مى گوید: ((روز خود را با گناه ختم کن و شب خود را با گناه آغاز کن)).

امام (علیه السلام) در ادامه افزود: ((اگر شخصى از فرشته بزرگوار اطاعت کند و روز خود را با یاد خدا به پایان برد و وقتى وارد جایى که مى خواهد بخوابد شد، شب خود را با یاد خدا آغاز نماید و سى و چهار بار تکبیر، و سى وسه مرتبه تسبیح، و سى و سه بار حمد خدا را بگوید. فرشته، شیطان را از او دور مى کند، و شیطان دور مى شود، و تا هنگام بیدار شدن از خواب آن فرشته از او نگهدارى مى کند.
وقتى بیدار شد، شیطان با شتاب به پیش آمده و مشابه سخنى را که پیش از خواب به وى گفته بود مى گوید، و فرشته نیز مانند همان سخنى که پیش از خوابیدن به وى گفته بود مى گوید، اگر بنده به همان صورتى که نخست خدا را یاد کرد، خداوند عزوجل را یاد کند، فرشته شیطان را از او دور مى کند و خداوند در برابر این عمل، عبادت یک شب را براى او مى نویسد.

ور در جاى دیگر فرمود:
هر کس شب را با تسبیح حضرت فاطمه (علیها السلام) سپرى کند از مردان و زنان باشد که خدا را زیاد یاد مى کند.

همچنین از امام هادى (علیه السلام) در باره آنچه که اهل بیت (علیه السلام) هنگام خوابیدن انجام مى دهند، آمده است:
((ما اهل بیت در هنگام خوابیدن ده کار را پیوسته انجام مى دهم: طهارت، سى وسه بار تسبیح خدا، و سى و سه بار حمد، و سى و چهار بار تکبیر گفتن و رو به سوى قبله خوابیدن و فاتحه الکتاب و آیه الکرسى و... هر کس این کارها را انجام دهد بهره آن شب را بر گرفته است.(۴)

تسبیح حضرت فاطمه از بیان امام صادق (علیه السلام)

در مکارم الاخلاق نقل شده که در دست حضرت فاطمه (علیها السلام) تسبیحى از نخ پشمینى که صد گره خورده بود وجود داشت که تعداد تکبیرها در آن باکره موجود بود که در دست مى گردانید و تکبیر گفته و تسبیح مى کردند، تا این که حمزه سید الشهداء عمومى پیامبر شهید شد پس ‍ از شهادت حمزه حضرت از تربت حمزه سید الشهداء براى ساختن دانه هاى تسبیح استفاده کردند. وقتى که موضوع شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) سالار شهیدان واقع شد مردم از خاک و تربت سرور جانبازان عالم براى ساختن دانه هاى تسبیح استفاده نمودند، زیرا فضیلتى عظیمى در آن وجود دارد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: تسبیح از نخهاى آبى درست شده و سى و چهار دانه داشت و آن تسبیح مادر ما فاطمه زهراء (علیها السلام) بود، که بعد از شهادت حمزه از خاک قبر او دانه هاى تسبیح را ساختند و با آن تسبیح مى گفتند. حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند:
هر کسى تسبیحات فاطمه زهراء (علیها السلام) را بگوید قطعا خداى را فراوان ذکر نموده است.

درمان با تسبیح فاطمه (علیها السلام)

مردى خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید. حضرت با او سخن گفت، آن مرد کلام حضرت را نشنید و از سنگینى گوشش به حضرت شکوه نمود. حضرت به او فرمود: ((چرا از تسبیح فاطمه (علیها السلام) غافلى؟))
آن مرد گفت: فدایت گردم تسبیح فاطمه چیست؟ حضرت فرمود: سى وچهار مرتبه ((الله اکبر)) و سى وسه مرتبه ((الحمدلله)) و سى و سه مرتبه ((سبحان الله)) مى گویى تا این به عدد صد برسد و کامل گردد)).
آن مرد مى گوید: پس از مدت کوتاهى به این تسبیحات مداومت کردم، سنگینى گوشم بر طرف شد.

منابع:
۱-وسائل الشیعه، ج ۲ قدیم و ج ۴ جدید، باب ۱۰ و ۱۱، ص ۱۰۲۵.۲
۲-جواهر: ج ۱۰، ص ۳۹۶.
۳-مکارم الاخلاق: ص ۲۱۸، اعمال روزو شب جواهر، ج ۱۰، ص ۳۹۶.
۴-ادب حضور: ترجمه فلاح السائل، ص ۵۰۰

برگرفته ازکتاب الگوهای رفتاری حضرف فاطمه زهرا(سلام الله علیها)نوشته حلیمه صفری

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 8:24 ] [ بی بی زهرا ] [ ]

الله اکبر


انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند.
جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟‌حضرت پاسخ داد:‌معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.»


الحمدلله


پس از آن‌که انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود.
حضرت امام‌خمینی در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی.»


سبحان الله


شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند.»

[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 9:14 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
اَللَّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبِ وَقُدْرَتِكَ عَلَي الْخَلْقِ، اَحْيِني ما عَلِمْتَ الْحَياةَ خَيْراً لي، وَ تَوَفَّني اِذا كانَتِ الْوَفاةُ خَيْراً لي.

اَللَّهُمَّ اِنّي اَسْأَلُكَ كَلِمَةَ الْإِخْلاصِ، وَ خَشْيَتَكَ فِي الرِّضا وَالْغَضَبِ، وَالْقَصْدَ فِي الْغِني وَالْفَقْرِ. 

وَ اَسْأَلُكَ نَعيماً لايَنْفَدُ، وَاَسْأَلُكَ قُرَّةَ عَيْنٍ لا تَنْقَطِعُ، وَاَسْأَلُكَ الرِّضا بِالْقَضاءِ، وَ اَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ،

 وَاَسْأَلُكَ النَّظَرَ اِلي وَجْهِكَ، وَ الشَّوْقَ اِلي لِقائِكَ مِنْ غَيْرِ ضَرَّاءٍ مُضِرَّةٍ وَ لا فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ.

اَللَّهُمَّ زَيِّنَّا بِزينَةِ الاْيمانِ، وَاجْعَلْنا هُداةً مَهْديّينَ، يا رَبَّ الْعالَمينَ.

پروردگارا! بحقّ آنكه غيبها را مى‏دانى، و بر تمامى موجودات قادر و توانائى، مرا زنده بدار تا آن هنگام كه مى‏دانى زندگى برايم نيكوست، و بميران تا آن زمان كه خير و نيكى‏ام را در مرگم مى‏دانى.

خداوندا! اخلاص و ترس از خودت را در هنگام خشنودى و غضب، و ميانه‏روى در زمان بى‏نيازى و فقر را از تو خواستارم.


و از تو نعمتى را مى‏خواهم كه پايانى ندارد، و نيز از تو جويا هستم آنچه مرا خشنود مى‏سازد و پايان نمى‏پذيرد،

بارالها! خشنودى به قضاء و حكم تو را مى‏خواهم، و زندگى نيكو بعد از مرگ را از تو در خواست مى‏كنم، و نيز ديدار رويت و شوق به ملاقات تو، بدون آنكه پريشان حالى و رنجى در آن باشد يا در آشوبى فراگير قرار گيرم، را خواستارم.

پروردگارا! ما را به زينت ايمان مزيّن فرما، و ما را هدايتگرانى قرار ده كه مشمول هدايت تو قرار گرفته باشيم، اى پروردگار جهانيان.


[ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 ] [ 8:0 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی

                                               چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی!؟

چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم

                                                عزیز فاطمه،مهدی چقدر تنهایی
[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 20:26 ] [ بی بی زهرا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اَللّهُمَّ صَلَّ عَلی عَلیِ بنِ مُوسَی الرِّضا
الاِمامِ التَقِّیِ النَّقِی وَ حُجَّتِکَ عَلی
مَن فَوقَ الاَرضِ وَمَن تَحتَ الثَّری »
هرچند که سايه ها شکستند مرا
از رشتـه خـورشيـدگسستنـــد مرا
مـرغان حـرم کشـان کشان آوردند
بـر پنجــره فــولاد تــو بستنـــد مرا
امکانات وب