سلام

سال نو(باتأخیر) بر همه دوستان مبارک

خداروشکرسال ۹۰ رو پشت سر گذاشتیم سالی که برای من بسیارخاص بود.ازهمون اوّل سال که موضوع سفر۳ماهه ی سیّدبه برزیل مطرح بود تواضطراب بودم تا اواخر اردیبهشت که رفت وبعدهم دوری ودلتنگی و...ترس ازاینکه مأموریّتش تمدید بشه (که خداروشکر نشد)وخلاصه روزهای سختی رودر انتظارپشت سرگذاشتم.بعدهم که برگشت خستگی ناشی ازکارزیاداون وخستگی روحی من باهم دست به دست دادن و روزهای سختی روبرای من درست کردن،تااومدیم چرخ زندگیمون رودوباره روغلتک بندازیم وبه روال عادیمون برگردیم پدرهمسرم روازدست دادیم که ضربه ی روحی بزرگی برای همه مون بودوبالطّبع بیشتربرای سید.سرتون رودرد نیارم خلاصه اینکه سال ۹۰ سالی بودپرفرازونشیب برای من که البتّه به لطف خداتجربیات پرارزشی روهم ازاین پستی وبلندیهای زندگی کسب کردم.


وامّادیروز درپایان تعطیلات نوروزی خداوندتوفیق داد وولی نعمتون هم برمامنّت نهادو ماروطلبیدکه سیزدهمون رودربهشت ایران به درکنیم وبه پابوسش مشرّف بشیم.زیارتی که پس ازمدّتها به دلم چسبیدوسرشارازانرژی به خونه برگشتم.(جای همه دوستان ومشتاقان زیارت آقا خالی)
الان هم که بچّه ها دراوّلین روز آغازمدارس به سلامتی مدرسه رفتن وسیّد هم سرکار،من هم که ازانرژی زیارت دیروزشارژدارم گفتم سلامی خدمت دوستان عرض کنم وتبریکی بگم وازهمه بخوام که برام دعاکنن که این نیروی مثبت روز به روز درمن بیشتربشه.

بعدنوشت:
به همه دوستان وبلاگی هم یک معذرت بلندبالابدهکارم که دراین دوسه ماهه به دلیل مشغله های ذهنیم بیشتر خواننده ی خاموش مطالبشون بودم .