دوست دارم و دارم سعی میکنم برگردم به اینجا دوباره....
التماس دعا
دوست دارم و دارم سعی میکنم برگردم به اینجا دوباره....
التماس دعا
از مـن کـــه سـال هـاسـت گـفتـــه امـ “ ايــاک نــعبد ”
امـا بـــه ديـگران هـمـ دلـسپــرده امـ
از مـن کـــه سـال هـاسـت گـفتـــه امــ ” ايــاکَ نستَعيـن "
امــا بــه ديگران همــ تـکيــه کــرده امـ
امـا رهايـمــ نـکـن
بيـش از هـمـيشــه دلـتـنگمــ بـــه انـدازه ي تـمامــ روزهـاي نـبودنـمــ ...
تقويم ماه:
شب اوّل: اين شب به نام «ليلة المبيت» مزيّن است، در اين شب يک حادثه مهمّ تاريخى واقع شد و آن اين که در سال سيزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدينه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گرديد و امير مؤمنان على(عليه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) خوابيد و مشرکان قريش که خانه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در بسترش آرميده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشيرهاى برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) را بکشند، على(عليه السلام) را ديدند که از آن بستر برخاست! بدين سان، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در فرصتى مناسب خود را از چنگال مشرکان قريش نجات داد و على(عليه السلام) نيز با اين فداکارى، عشق و علاقه و برادرى خود را نسبت به رسول خدا(صلى الله عليه وآله)نشان داد; اين در حالى بود که هر زمان ممکن بود کسى را که در بستر خوابيده به قتل برسانند.
آيه شريفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ; بعضى از مردمِ (با ايمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حقّ آن حضرت نازل شد.
سال هجرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مبدأ تاريخ مسلمانان است و تحوّلى عظيم در جهان اسلام روى داد.
روز هشتم: در روز هشتم ربيع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(عليه السلام) طبق روايتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشريف ـ آغاز گرديد.
روز دهم: روز ازدواج رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با حضرت خديجه کبرى(عليها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) 25 ساله بود و حضرت خديجه(عليها السلام)40 ساله. به همين مناسبت روزه اين روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.
روز دوازدهم: اين روز مطابق نظر مرحوم شيخ کلينى و مسعودى و همچنين مشهور ميان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله عليه وآله)است.
همچنين در اين روز، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بعد از 12 روز که مسير راه ميان مکّه و مدينه را پيمود وارد مدينه گرديد. و نيز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.
روز چهاردهم: در سال 64 در چنين روزى، يزيد بن معاويه به هلاکت رسيد.
وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنايات عظيمى بود - که مهمترين آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام) و يارانش مى باشد - در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگينش به پايان رسيد; جنازه اش را در دمشق دفن کردند; ولى اکنون اثرى از او نيست.
شب هفدهم: طبق روايات مشهور شيعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبيا، رسول معظّم اسلام(صلى الله عليه وآله) است و شب بسيار مبارکى است.
همچنين يکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، در چنين شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.
روز هفدهم: همان گونه که گفتيم مشهور ميان علماى اماميّه آن است که روز هفدهم ربيع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله عليه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفيل بوده است. (عام الفيل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فيل سوار بودند به قصد تخريب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).
همچنين در چنين روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(عليه السلام) واقع شده است و از اين جهت نيز بر اهمّيّت اين روز افزوده شده است.
ماه ربيع الأوّل گرچه آغاز آن آميخته با خاطره غم انگيز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(عليه السلام)است، ولى از آن جا که ميلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) مطابق روايت معروف، در هفدهم اين ماه و طبق روايت غيرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و ميلاد حضرت صادق(عليه السلام) نيز در هفدهم اين ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.
از آن جا که هجرت پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عميق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمين شد، و همچنين داستان «ليلة المبيت» در اين ماه واقع گرديده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقية اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نيز مى باشد; در مجموع از ماههاى بسيار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بيت(عليهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.
اعمال اين ماه:
روز اوّل اين ماه: علما گفته اند مستحب است، به شکرانه هجرت موفّقيت آميز رسول خدا(صلى الله عليه وآله) اين روز را روزه بگيرند و صدقه و انفاق و احسان نمايند، و همچنين زيارت آن بزرگوار، در اين روز مناسب است.
مرحوم «سيّد بن طاووس»، دعايى را براى اين روز در کتاب اقبال نقل کرده است.
روز دوازدهم: در اين روز دو رکعت نماز مستحب است که در رکعت اوّل بعد از حمد، سه مرتبه سوره «قل يا ايّها الکافرون» و در رکعت دوم بعد از حمد، سه مرتبه سوره «توحيد» خوانده شود.
روز هفدهم: همان گونه که قبلا گفته شد اين روز مطابق نظر مشهور علماى اماميّه، روز ولادت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و همچنين ميلاد امام صادق(عليه السلام)است و روز بسيار مبارکى است و داراى اعمالى مى باشد:
1- غسل؛ به نيّت روز هفدهم ربيع الاوّل.
2- روزه; که براى آن فضيلت بسيار نقل شده است، از جمله در رواياتى از ائمّه معصومين(عليهم السلام)آمده است: کسى که اين روز را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه يکسال را مقرّر مى فرمايد.
3- دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مؤمنان و به زيارت مشاهد مشرّفه رفتن.
4- زيارت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از دور و نزديک; در روايتى از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زيارت کند مانند کسى است که به هنگام حياتم به سوى من هجرت کرده باشد، اگر نمى توانيد مرا از نزديک زيارت کنيد، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستيد (که به من مى رسد).
5- زيارت امير مؤمنان، على(عليه السلام) نيز در اين روز مستحب است با همان زيارتى که امام صادق(عليه السلام) در چنين روزى کنار ضريح شريف آن حضرت(عليه السلام) وى را زيارت کرد. (اين زيارت در بخش زيارات، صفحه 301 آمده است).
6- تکريم، تعظيم و بزرگداشت اين روز بسيار بجاست، مرحوم «سيّد بن طاووس»، در اقبال، در تکريم و تعظيم اين روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبىّ اکرم(صلى الله عليه وآله) سفارش بسيار کرده است.
بنابراين، سزاوار است مسلمين با برپايى جشن ها و تشکيل جلسات، هرچه بيشتر با شخصيّت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله عليه وآله)، سيره و تاريخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره کامل گيرند.
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا
علیرضا قزوه
دیشب باباش میگفت:انگار دیروز بود تو فکر بودیم کلاس اول کجا ثبت نامش کنیم.
ویک دختر عقد کرده درخانه داشته باشید که همسرش شهرستان است و حس کنید که دلش گرفته
وخودتان هم یک هفته بعدازمسافرت را کلا خانه نشین بوده باشید
نتیجه چه می شود...بله نتیجه اش این میشود که به جناب همسر با همراه دخترتان (چون هم همراه خودم هم تلفن خانه یک طرفه اند)پیامک می دهید که :«یه زنگ به خونه بزن»وهنوز گزارش تحویل پیامک نرسیده
تلفن زنگ می زند.گوشی را که برمی دارید با صدای خسته ی همسر مواجه می شوید وبعداز سلام و حال و احوال می پرسید: «خسته اید آقا» و جواب می شنوید:« فوق العاده خسته م چطور مگه؟»وبا مظلومیتی دلبسوزانه می گویید:« دیگه حالا هیچی گفتم اگه می تونین بریم بیرون»وجواب:«نه برای تو وقت دارم خسته نیستم بگو کجا تا بیام»وشما همینطور داغ داغ خمیررابچسبانید به تنور ،که:«بریم برای لوازم التحریر رضا همونجا که گفتم پنجراه سناباد کنارالبسکو »وبدینسان یک قرار بازار جور می شود.ماازخانه راه می افتیم و جناب همسر از روزنامه.وقتی به پنجراه می رسیم آقا همانجا منتظرمان هستندو باهم به سمت البسکو راه می افتیم.
آدرس را ازسایتی که زن داداش در وبلاگش معرفی کرده بودپیداکرده بودم و امیدواربودم که سایت به روزی بوده باشد وآدرس مربوط به دو سه سال پیش نباشد وگرنه باید تاالی...غرغرمحمدرضارا تحمل میکردم.همینطوری هم از موقعی که راه افتادیم یکی دوبار بامریم سادات به شوخی گفتم :«خوبه یه البسکو هم بریم بعد چندسال»هی غرزده بود که اول وسایل من
.
خلاصه راه افتادیم وسیدیم به البسکو والبته کنارالبسکو فروشگاه کتاب و لوازم التحریربچه های آفتاب.
یک فروشگاه زیززمینی که از همان دم در دفترهای با طرح ایرانی جلوه نمایی کردند ونوید درست بودن آدرس را به ما دادند.به قسمتی که دفتروکیفها بودند وروی زمین چیده شده بودند وبیشتر حالت انبار داشت واردشدیم وآنقدر ذوق زده بودیم از دیدن این همه طرح ایرانی که جوان های فروشنده را هم سرذوق آوردیم و شروع به توضیح دادن و راهنمایی کردندومحل فروش را نشانمان دادند.
دردسرتان ندهم کیفها که مدلش به نظر آقاپسرمان بچه گانه بود و نخواست وگفت «مثل کیف بابا میخوام» وماهم بسی خرسند چون به اندازه یک کیف فروشی ازین کیفها درخانه داریم.ولی دفترهاراپسندید و چند نمونه برداشت تاهم طرح های شکرستانشان برسد هم مدارس شروع شود و ببیند آقایشان چه می خواهد وبیاییم تکمیل کنیم خریدمان را.
بعداز این مرحله نوبت ما رسید و زیارت البسکو بعدازچند سال. همسرجان ومحمدرضارا باساندویچ هایی که برای آقا آورده بودیم راهی فضای سبز روبه رو کردیم
ومن و مریم رفتیم برای انجام اعمال زیارت والبته با جیب خالی به همسرجان که گفتیم پولمان کافی نیست فرمودند: خواستید می دهیم.حالا کجا و چه طوری با اینهمه فاصله ...بماند1
رفتیم ودیدیم و ...قیمتها برای من خیاط
کمی زیادبود البته با توجه به جنس پارچه. ولی مدلها بد نبود وطی عملیاتهایی2 محیرالعقول مریم ازمدلها عکس گرفت(خوچیه ننوشته بود عکس برداری ممنوع).تنها بخش جالب زیرزمین بود که لباس بچه گانه داشت ومن مریم کلی ذوق مرگ شدیم از دیدنشان .مریم هم کلی با گوشیش...(خو چیکار کنیه شوهرش هی اس میداد مجبور بود جواب بده دیگه)
بعد هم راه افتادیم به سمت خانه ی مادر شوهر تا بعداز یک هفته که از مسافرت آمده ایم و هرچه منتظر مانده ایم کسی سراغی ازمان نگرفته(البته منظورم مادرشوهر نیست ازبقیه دلگیرم)به دیدنشان برویم که به در بسته خوردیم و خانه نبودند ونهایتاً به خانه برگشتیم.آخییییششش هیچ جا خونه ی آدم نمیشه
.
واما فتوپست ما:
خریدهای سید محمد رضا

بخش پوشاک بچه گانه ی البسکو

اگه هم دیدید درست بوده بیشتر منظورم تبلیغ برای لوازم التحریر با طرح های ایرانی بودونمایندگی فروش آنها در شهر مشهدبرای همشهریهای عزیز.
آدرس دقیق:پنجراه سناباد جنب فروشگاه البسکو فروشگاه بچه های آفتاب
توقع چیست؟چیزی است که همه دارند وتو نباید داشته باشی.